دسته‌بندی: سطح A2.1

آموزش زبان آلمانی فعل bringen

فعل bringen فعل bringen یکی از مهمترین فعل ها در زبان آلمانی است که اولین معنی آن آوردن است در درس امروز با هم به معانی دیگر آن می پردازیم. معنی این فعل با آوردن فارسی تفاوت هایی دارد.در فارسی وقتی می گوییم چیزی را می آوردم فقط معنی آوردن میدهد.bringen در زبان آلمانی معنی چیزی را برداشتن و با خود آوردن می دهد.مثلا جمله ich bringe die Kinder ins Bett یعنی اینکه بچها را با خودم بر میدارم و میبرم که بخوابند. Die Kinder ins/zu Bett bringen بچه ها را در تخت ، یا به تخت بردن زمانی که فعل bringen برای اشیا به کار برود معنی حمل کردن می دهد. Du bringst den Stuhl zum Bahnhof تو صندلی را به ایستکاه قطار حمل میکنی. Jemandem eine Nachricht bringen به کسی یک خبری دادن ich bringe meiner Frau eine gute Nachricht من به همسرم یک خبر خوب میدهم . sich/jemanden in Gefahr bringen خود را یا کسی را به خطر انداختن jemanden vor Gericht bringen کسیو به دادگاه کشاندن .Jemandem Nachteile Bringen برای کسی ضرر آوردن Das Auto hat mir nur Nachteile gebracht این ماشین فقط برایم ضرر آورده Das Kapital hat mir 30000 Euro Zinsen gebracht. این سرمایه 30,000 یورو بهره برایم آورد eine Leistung bringen یک بازدهی آوردن Zur Welt bringen به دنیا آوردن آموزش زبان آلمانی زبان آلمانی آموزش رایگان زبان آلمانی Ich bringe einen Sohn zur Welt یک پسر به دنیا آوردم Zur Ruhe bringen به آرامش آوردن ein Beispiel bringen یک مثالی را ارائه کردن ein Ergebnis bringen یک ثمر یا بازده ای آوردن ein Thema zur Sprache bringen یک بحثی را به زبان آوردن Lassen Sie mich nur ganz kurz ein Beispiel bringen به من اجازه بدید یک مثال کوتاه بیاورم. فعل bringen مانند فعل کردن در فارسی است و با ترکیب با دیگر اسامی معنی

ادامه مطلب »

تفاوت wenn و als

آمورش زبان آلمانی تفاوت als و wenn wenn و als دو کلمه که در معنی بسیار شبیه هم هستند و اکثر زبان آموزان زبان آلمانی در زمان به کار بردن این دو کلمه دچار مشکل می شوند یا فکر میکنند هم معنی هستند و به جای هم آنها را استاده می کنند.چرا که حتی در دیکشنری هم معنی اینها مثل هم هست. هر دوی این کلمه ها معنی اگر،در صورتی که ،هنگامی که و به این معنی ها میدهند.و اما حالا به تفاوت های مهم این دوتا با هم میپردازیم تا یکبار برای همیشه آینها را یاد بگیرید. wenn در یکی از حالت های زیر به کار می رود. 1-وقتی که wenn در جمله شرطی به کار برود. .wenn du kommst,dann komme ich auch اکر تو بیایی من هم می آیم 2-وقتی که در مورد اتفاقی در گذشته صحبت می کنیم هنگامی که در مورد گذشته صحبت کنیم : .Wenn du gestern gekommen bist در صورتی که دیروز میومدی نکته:تفاوت wenn در زمان گذشته با حال اینست که در زمان حال جمله شرطی است و بیان میکند که اگر اتفاقی بیفتد اتفاق دیگرو به علت اتفاق اول می افتد.اگر بیایی ، می آیم ولی در زمان گذشته معمولا اتفاقی رخ داده است و تمام شده است. اگه دیروز میومدی(که نیامده) نکته:wenn معمولا تکرار را می رساند.به این معنی که عمل ما عملی هست که معمولا اتفاق می افتد: .wenn ich Zeit habe,gehe ich ins Kino وقتی که وقت دارم میرم سینما اکنون به سراغ als میرویم. تفاوت Als با wenn در بالا دیدیم که als در زمان حال و گذشته(و البته اینده) می آید و معنی تکرار یک عمل را می رساند اما als فقط یک زمان دارد و برای زمان گذشته هست.حال تفاوت wenn و als در گذشته چیست؟ بله درسته!als فقط یکبار اتفاق می افتد و تمام!مثل وقتی

ادامه مطلب »

درس 25 صرف صفت ، آموزش زبان آلمانی در زبانساز دات کام

صرف صفت در زبان آلمانی در زبان آلمانی صفت ها نیز چنانچه بخواهند به همراه اسمی بیایند ، همانند آرتیکل ها یا حروف تعریف می بایستی صرف شوند.یعنی صفت ها نیز در حالت های اسمی Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv نیز همانند آرتیکل ها دست خوش تغییراتی می شوند. در این درس یاد میگیرید که صفت چطور صرف می شود و در جایگاه های مختلف چطور تغییر می کنند. صرف صفت در حالت Nominativ : در حالت Nominativ در صورتی که آرتیکل اسم ما مشخص یعنی der,die, das باشد ، آنگاه می بایستی به شکل زیر صرف شوند : der gute Mann آن مرد ِ خوب که در آلمانی به این شکل ” آن خوب مرد” قرار گرفته است.یعنی اینکه صفت بین اسم و ارتیکل آن قرار می گیرد. همانطور که دیدید با اضافه شدن یک e به صفت ، صفت صرف می شود. برای حالت neutral حنثی و feminin مونث و همچنین جمع نیز به همین شکل است(در نومیناتیو در آرتیکل های مشخص در همه حالت های مونث،مذکر،خنثی و جمع مثل هم صرف میشوند das schöne Buch آن کتاب زیبا die hübsche Frau آن خانم خوب die gute Kinder آن بچه های خوب صرف صفت برای آرتیکل نامشخص برای صرف صفت در آرتیکل نامشخص از آنجایی که آرتیکل نامشخص برای مذکر و خنثی مثل هم (ein) هستند پس صفت فقط در این دو حالت صرف میشود تا آرتیکل اسم را نشان بدهد. ein guter Mann ein Mann یک مرد یک مرد خوب ، یک مرد خوبی ein gutes kind ein Kind یک بچه یک بچه خوب ،بچه خوبی و برای حالت مونث چونکه در آرتیکل نامشخص جنسیت نشان داده شده است دیگر صفت تغییری نمیکند و مانند نومیناتیو که در بالا توضیح داده شد، صرف می شود. eine gute Frau یک خانم خوب، خانم خوبی صرف صفت برای آرتیکل نامشخص برای

ادامه مطلب »

konjunktiv 2

اموزش گرامر آلمانی کنیوکتیو تسوای زمانی در زبان آلمانی است که سرشار از رویا ، خیال ، حسرت و … که ما بستگی به شرایط مختلف از آن استفاده میکنیم.این زمان در فارسی به این شکل برای ما شناخته شده است ، ای کاش یک ماشین میداشتم.همانطور که میدونید این حسرت و یا آرزو من هستش که هنوز به حقیقت پیوسته نشده.اما در زبان آلمانی فعل جمله ما آمیخته با حسرت و رویا و … میشه و یا به زبان ساده تر میرود به زمان Konjunktiv 2مثلا فعل haben را در نظر بگیرید.Ich habe das Autoمن آن ماشین را دارم.حالا اگه بخواهم همین جمله رو به صورت حسرت و آرزو و … بگم میشهIch hätte gerne ein Auto.ای کاش یک ماشین میداشتم. همانطور که می بینید haben تبدیل شد به hätten و این hätten یعنی داشتن هر چیزی با رویا و حسرت و چیزی که هنوز به واقعیت نپیوسته حال کی و کجا باید از Konjunktiv 2 استفاده کنیم. ۱. وقتی که آرزو داشتن یا خواستن هر چیزی را داشته باشیم.Er wäre gerne Olympiasiegerاون آرزو داره برنده المپیک بشهپس فعلا در حد یک رویاست اما اگه حالا برنده المپیک بشه ، جمله ما اینجوری میشه :Er ist Olympiasiegerاون برنده المپیک است. پس فعل sein که در صرف سوم شخص می شود ist تبدیل میشه به wären که در صرف سوم شخص میشود wäre یک نکته که اینجا جا داره گفته بشه این است که صرف افعال در Konjunktiv 2 به این صورت است که اول شخص مفرد یعنی ( من ) و سوم شخص مفرد یعنی ( او ) همیشه شبیه هم هستند. Ich wäre بودن با حسرت و آرزو برای منEr wäre بودن با حسرت و آرزو برای او مذکرSie wäre بودن یا حسرت و آرزو برای او مونثEs wäre بودن یا حسرت و آرزو برای آن خنثی توجه داشته باشید که معمولا جملاتی آرزوی در زمان

ادامه مطلب »

تفاوت بین فعلهای können و dürfen

گرامر زبان آلمان مدال ورب ها در این مطلب کوتاه سعی میکنیم به تفاوت های بین دو فعل können و düfren که برای بیشتر علاقه مندان زبان المانی جای سوال دارند، بپردازیم. اول اینکه از لحاظ معنایی فعل können به معنای قادر بودن و همچنین به معنای توانایی داشتن در کاری است.که در معنای دوم این فعل کاملا خود را از فعل dürfen تمیز میدهد.در این بین لازم است اشاره کنیم که این معنی برای این فعل همیشه درست نیست.به جمله زیر دقت کنید: kannst du bitte die Tür aufmachen? در اینجا معنی توانستن کاملا غلط است،پس معنی: میتوانی در را باز کنی درست نیست ،بلکه در اینجا معنی و مفهوم یک درخواست و بهتر است بگوییم یک خواهش در خود دارد.یعنی ان چیزی که در زبان فارسی از واژه محاوره ای میشه یا امکان داره استفاده میشود. در مورد فعل dürfen همان طور که از معنی این فعل پیداست،دال بر اجازه داشتن دارد،به مثال زیر دقت کنید: ich darf nicht um 23 Uhr fernsehen. در این جمله فعل dürfen به اجازه داشتن اشاره میکند،یعنی دقیقا آنچیزی که توسط آلمانی زبان ها استفاده میشود ولی در زبان فارسی فعل توانستن بکار میرود.پس معنی این جمله به صورتهای به صورتهای زیر قابل تفکیک هستند: آلمانی زبان:من اجازه ندارم ساعت ساعت 23:00 تلویزیون ببینم. فارسی زبان:من نمیتونم ساعت 23:00 تلویزیون ببینم. این توانستن دقیقا به اجازه داشتن اشاره میکند که در زبان فارسی این معنی را در بطن خود دارد. برای یادگیری بهتر به این دو مثال توجه کنید: ich kann nicht alleine Auto fahren. ich darf nicht alleine Auto fahren. در مثال اول اشاره به قادر بودن شخص میکند،که باید شخصی او را برای رانندگی یاری کند. مثال دوم دال بر اجازه داشتن است،به این معنا که من به تنهایی اجازه رانندگی ندارم.ولی زبان فارسی برای دو جمله تفاوتی قائل نمیشود

ادامه مطلب »